این که نوشتن را از یاد برده ام اتفاق ناخوشایندی ست. نمی دانم دلیلش چیست. هیچ نمی دانم. دنبال یک راه ام. دنبال یک چراغ که نوشتن را دوباره یادم بیاورد. خلقِ جمله ها را یادم بیندازد و بتوانم بنویسم. کاش زودتر واژه ها بیایند و دستم را بگیرند.
برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:06
برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:06
برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:06
برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:06
نمی دانم. یکجوری ست که نمی شود گفت. تمام آن شب را به این فکر کردم که وقتی کسی را توی این دنیا دوست داری و هیچ وقت نگفته ای که دوستش داری، توی دنیایِ بعد هم هنوز دوستش داری؟ اصلا دنیای دیگری هست؟ بعدش دوباره دیدمش. خندیدیم. حرف زدیم و بعدش به رویِ خودم نیاوردم که اتفاقی افتاده میانِ دلم. دست تکان دادم و خداحافظی کردم. راستش خیلی وقت است که ته تهِ تمامِ این حس ها را می دانم. حالا تویِ تمامِ این روزها می گویم بیخیال. مثل اینکه زده باشی زیر سینی چای و همه چیز از همه پاشیده باشد. بیخیال.
برچسب: الحلقة 9 من دراما طبيب غريب,9 دراغون بول, نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:06
برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:06
برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:06
برچسب: هیچ پسری از من خوشش نمیاد,هیچ منجم نشناخت,از هیچ تا تمام من,چراهيچ پسري ازمن خوشش نمياد, نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 5:06